تقریر صدرالمتألّهین ملّاصدرا از قیاس خلف

نوع مقاله : مقالۀ پژوهشی

نویسنده
دانشگاه صنعتی امیرکبیر
چکیده
قیاس خلف یکی از رایج‌ترین سبک‌های استدلال‌ورزی است که در شاخه‌های گوناگون علوم و حتّی در گفتگوهای زبان طبیعی به کار می‌رود. در عین حال منطق‌دانان در تحلیل ساختار صوری قیاس خلف با دشواری‌هایی روبرو بوده‌اند. نخستین بار ارسطو راهی را برای صورتبندی قیاس خلف در قالب نظریّۀ قیاس و در میان مباحث قیاس‌های شرطی مطرح کرد. پس از او ابن‌سینا (د. 428 ق.) معتقد بود که قیاس خلف قیاسی مرکّب بوده از یک قیاس اقترانی شرطی و یک قیاس استثنائی ترکیب شده است. در دورۀ اسلامی، تحلیل ابن‌سینا از ساختار قیاس خلف مورد قبول اکثر منطق‌دانان واقع شد. با پیش رو داشتن این پیشینه، صدرالمتألّهین ملّاصدرا (د. 1050 ق.) به تحلیل‌های منطقی و فلسفی در باب قیاس خلف پرداخت. او یکی از بخش‌های اصلی اثر منطقی خود، التنقیح، را به قیاس خلف اختصاص داده است. همچنین در تعلیقات بر شرح حکمة الإشراق، تعلیقۀ مفصّلی را دربارۀ قیاس خلف و تفاوت‌های آن با قیاس مستقیم نگاشته است. ملّاصدرا در مهم‌ترین کتاب خود، اسفار، نیز مباحث مهمّی را در دو موضع دربارۀ مبانی بنیادین قیاس خلف و محتوا و چگونگی انتاج آن بیان کرده است که می‌توان این مطالب را در زمرۀ مباحث فلسفۀ منطق دانست. در مقالۀ حاضر، بیان ملّاصدرا دربارۀ قیاس خلف در هریک از آثار سه‌گانۀ یادشده گزارش و تحلیل شده و نوآوری‌های وی مورد بحث قرار می‌گیرد. بدین‌ترتیب وجوهی از چهرۀ ملّاصدرا به عنوان یک منطق‌دان زبردست آشکار خواهد شد، و برخی مسئله‌های باز که می‌توانند جهت پیگیری این پژوهش مدّنظر قرار گیرند نیز طرح می‌گردند.
کلیدواژه‌ها


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 21 مهر 1405